باقي ماند و بدينترتيب از مقام يك علم و همچنين يك هنر برخوردار شد. عقيدهٴ فيثاغوري هماهنگي افلاك و تصاعدهاي هماهنگ و اهتمام افلاطون انتقال يافت و بهوسيلهٴ كتاب حكمت
سليمان (اول ـ پ م)1 و بعدها بهكوشش بوئتيوس (ششم ـ 1) به جهان مسيحيت راه يافت.
بوئتيوس سه نوع موسيقي را تميز داد: جهاني يا هماهنگي عالم اكبر؛ انساني يا هماهنگي عالم اصغر؛ و سازي يا موسيقي واقعي.2 بههر حال ما در اينجا تنها موسيقيِ سازي را در نظر داريم.
عليرغم بسياري رسالات داراي تاريخ، قطعات موسيقي معتبر و بقاي تعداد زيادي آلات موسيقي كه در آثار مربوط به سدههاي ميانه توصيف شدهاند، مشكلات و دامهاي زيادي در سر راه مورخ وجود دارد. مشكل اصلي تعيين اين مسئله است كه موسيقي عملي تا چه حد بر موسيقي نظري پيشي گرفته بود. آيا هميشه مقدم برآن بوده است؟
مشكل ديگر مربوط به منشأ موسيقي جديد است. آيا مديون نفوذ اسلامي بود؟ در مجلد دوم از آن بحث شده است (ص 802) و ديگر نيازي به بحث بيشتر نيست، چون نفوذ اسلامي خيلي مقدم بر سدهٴ چهاردهم بود.3 در آغاز سدهٴ چهاردهم موسيقي جديد هم از لحاظ نظري و هم عملي به خوبي تثبيت شده بود، ولي اين قرن شاهد شكوفايي آن شد. اگر ساختن ترانهٴ شش صدايي ((تابستان فرا ميرسد)) (مقدمه 2، 1485) در حدود 1240 در انگلستان، مرزي در تاريخ موسيقي چندصدايي است، ساختههاي گيوم دوماشو نيز حادثهاي با همان اهميت بهشمار ميرود.
بهترين دليل را براي استفاده و حتي سوء استفاده از آواز چندصدايي در كليسا، از فتواي كبير يوحناي بيست و دوم مورخ سال 1322 (يا 25/1324) روشن ميشود. در آن فتوا پاپ نهتنها
1. تو همه چيز را با اندازه، تعداد و وزن مرتب ساختي (باب 11، 20).
Isis 34, 182. Manfred B. Bukofzer: Speculative thinking in
medieval music (Speculum 17, 165-80, 1942) .2
3. هوادار اصلي نظريهٴ تأثير موسيقي اسلامي در اسپانيا (1934 ـ 1858) Julian Ribera
y Tarrago بود كه ثابت كرد سرودهاي حضرت مريم ساختهٴ آلفونسوي فرزانه (سيزدهم ـ 2)
كه آهنگ آنها حفظ شده بوده است، معرف مجموعهاي بسيار غني از آهنگهاي ساز و آواز
عربي موجود در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم بوده است. ريبرا عقايد خود را در كتابي
گسترش داد بهنام (La musica de las cantigas, (folio, 502 p., Madride, 1922 ترجمهٴ مختصر آن از
(Eleanor Hague and Marion Leffingwell (302 p., Stanford University; Isis
34, 46
همچنين نك
(Ribera's: Disertaciones y opusculos(2, 3-174 Madrid 1928; Isis 12,
161-65
براي گسترش همان روشها در مطالعهٴ موسيقي تروبادورها و مينهسانگرها.